خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مستی چشم تو چه تقریر توان کرداین خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد
۲
با دل نگرانی چه قدر راه توان رفتبا پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد
۳
کوته بود از ساده دلان خامه تکلیفبر صفحه آیینه چه تحریر توان کرد
۴
شیرازه سیلاب نگردد خس و خاشاکما را چه خیال است که زنجیر توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲