خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان سفله حذرکن که توانگرشده باشدزان موم بیندیش که عنبر شده باشد
۲
امید گشایش نبود در گره بخلزان قطره مجوآب که گوهرشده باشد
۳
بنشین که چوپروانه به گرد توزند بالاز روز ازل آنچه مقدر شده باشد
۴
ایام حیاتش همه ایام بهارستروز و شب هرکس که برابرشده باشد
صفحهٔ ۱ از ۶