شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخمی که ز تیغ تو مرا بر سپر آمدبیش از همه زخمی به جگر کارگر آمد
۲
راهش به خیابان حیات ابد افتادعمری که به اندیشه زلف تو سرآمد
۳
در دیده خورشید سیه کرد جهان راخطی که ازان چهره روشن بدرآمد
۴
دست از کمر مور میانان نکشیدمچندان که مرا شیشه دل بر کمر آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth