خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن آفت جان بر سر انصاف نیامدآن تلخ زبان بر سر انصاف نیامد
۲
مور خط ازان تنگ شکر گرد برآوردآن مور میان بر سر انصاف نیامد
۳
چیدند وکشیدند گلاب از گل کاغذآن غنچه دهان بر سر انصاف نیامد
۴
کردم به فسون نرم کمان مه نو راآن سخت کمان بر سر انصاف نیامد
صفحهٔ ۱ از ۳