شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر یار ز احوال من آگاه نمی بوددرد من سودازده جانکاه نمی بود
۲
جا در دل او دارم واز من خبرش نیستای کاش مرا در دل اوراه نمی بود
۳
از سردی آه است که جان می برم از اشکمی سوخت مرا اشک اگر آه نمی بود
۴
عاشق گهر اشک به دامان که می ریختگر دامن اقبال سحرگاه نمی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth