خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرم وحجاب مارا در پیچ وتاب داردخون خوردن است کارش تیغی که آب دارد
۲
اندیشه رهایی نقش برآب باشددر قلزمی که گرداب بیش از حباب دارد
۳
گر خون شود دل سنگ چندان عجب نباشددر عالمی که گوهر چشم پرآب دارد
۴
از سینه برنیارد نشمرده یک نفس راچون صبح هر که در دل بیم حساب دارد
صفحهٔ ۱ از ۴