خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظر به روی تو خورشید آب وتاب نداردبدیهه عرق شرم آفتاب ندارد
۲
اگر چه هست برآن زلف پیچ وتاب مسلمنظر به موی میان تو پیچ وتاب ندارد
۳
دماغ خشک مرا کرد نامه تو معطرکه گفته است گل کاغذی گلاب ندارد
۴
چگونه نرم شود از فغانم آن دل سنگینکه گر به کوه رسد ناله ام جواب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳