خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ستاره سوخته پروای اعتبار نداردکه تخم سوخته حاجت به نوبهار ندارد
۲
توان ز بیخودی ایمن شد از حوادث دورانخطر سفینه ز دریای بیکنار ندارد
۳
ز بس گزیده شد از روی تلخ مردم عالمز زنگ آینه من به دل غبار ندارد
۴
جنان بساط جهان شد تهی زسوخته جانانکه هیچ سنگ به دل خرده شرار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳