خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذدر فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ
۲
گرچه در شیرینی و لذت مثل آمد نباتحاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ
۳
از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدامزان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ
۴
بردن نام خدنگت کام جان شیرین کندتیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ
صفحهٔ ۱ از ۲