خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهارپر برآرد لنگر تمکین درایام بهار
۲
خنده شادی نمی دارد دوامی همچو برقطی به لب وا کردنی می گردد ایام بهار
۳
نعل ابر نوبهاران است در آتش ز برقجام می رابرزمین مگذار هنگام بهار
۴
می شود در جلوه ای کوتاه چون مد شهابدل منه چون غافلان بر طول ایام بهار
صفحهٔ ۱ از ۶