شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوی گل می آیداز چاک گریبان بهارتا ز تیغ کیست این زخم نمایان بهار
۲
می توان دانست داغ آتشین رخساره ای استزآتشی کز لاله افتاده است در جان بهار
۳
بهر ایمان باختن هر شبنم گل چشمکی استدین کجا ماند بجا در کافرستان بهار
۴
کی برآید بوی گل ازعهده خرج نسیم ؟زود خواهد رفت هوش مابه جولان بهار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth