خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکرچشم تنگی دارد از بادام کوهی تلختر
۲
با سبکباران چه سازد قلزم پر شور و شر؟کف به ساحل می رسد از سیلی موج خطر
۳
صحبت نیکان بدان را خوب رسوا می کندمی نماید تلخی بادام افزون در شکر
۴
دعوی منصور از دارفنا این اوج یافتمنزل تیر کمان سخت باشد دورتر
صفحهٔ ۱ از ۲