خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابرجلوه شکر کند باشیر، در مهتاب ابر
۲
گر چنین بندد به خشکی کشتی احسان محیطیکقلم چون کاغذ ابری شود بی آب ابر
۳
در گره بسته است دریا آب خود راچون گهرخشک می آید برون از بحر چون قلاب ابر
۴
پیش ازین می ریخت ازدستش گهر بی اختیاردرزمان کشت ما شد گوهر نایاب ابر
صفحهٔ ۱ از ۳