شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد از آلوده دنیاست دنیا خواه تررهرو این راه از رهزن بود گمراه تر
۲
دستگاه غم به قدر دستگاه بینش استمی خورد خون بیشتر هر کس بودآگاه تر
۳
فکر آن موی کمر نگذاشت درمن زندگیدرد پنهانی بود از دردها جانکاه تر
۴
می تواند کرد داغ عشق، اگر خواهد دلشسینه تار مرا از آسمان خوش ماه تر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth