خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضرتاکه راافتد درین وادی به کف دامان خضر
۲
بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیستمی دهد یادازخجالت جلوه پنهان خضر
۳
قسمت آیینه از آب روان جز زنگ نیسترزق اسکندر نگردد چشمه حیوان خضر
۴
سعی در تعمیر دیوار یتیمان کن که شدایمن ازسیل فنا زین رهگذربنیان خضر
صفحهٔ ۱ از ۳