خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدرنیست در دشت ختن آهوی مشکین اینقدر
۲
میدهد نظارگری راغوطه در خون دیدنشکس ندارد یاد هرگز چهره رنگین اینقدر
۳
رخنه در دل عاشقان را از شکر خندش نماندشهد شیرین است اما نیست شیرین اینقدر
۴
خنده کبک است در گوشش نوای عاشقاننیست کوه قاف را سامان تمکین اینقدر
صفحهٔ ۱ از ۳