خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمرداغ دارد شعله جواله را دوران عمر
۲
از نسیمی می شود زیر وزبر شیرازه اشچون قلم گردیده ام صدبار بر دیوان عمر
۳
هست بر چرخ مقوس جلوه تیر شهابدر زمین طینت ما خاکیان جولان عمر
۴
نقطه آغاز باشد چون شرر انجام اودل منه چون غافلان بر چهره خندان عمر
صفحهٔ ۱ از ۳