خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نادانی کند اقرارهرکس هست داناترزحیرت پرده خواب است هر چشمی که بیناتر
۲
نهفتم دردل صد پاره رازعشق ازین غافلکه بوی گل زبرگ گل شود صد پرده رسواتر
۳
به پیری گفتم ازدامان دنیا دست بردارمندانستم که درخشکی شود این خار گیراتر
۴
زسنگینی شودکم لنگر تمکین فلاخن رادل دیوانه از بند گران گرددسبکپاتر
صفحهٔ ۱ از ۳