شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله‌ای از ته دل کرد سپند آخر کارسوخت خود را و برون خوست ز بند آخر کار
۲
از دل سوخته نومید نمی‌باید شدمی‌شود خال رخ شعله سپند آخر کار
۳
عرق سعی محال است که گوهر نشودمی‌رسد ذره به خورشید بلند آخر کار
۴
هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرونهمچو بادام نپیوست به قند آخر کار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth