خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا لبی است ز چشم ستاره خندانترمرادلی ز دهان تو تنگ میدانتر
۲
دلی است در بر من زین جهان پر وحشتز چشم شوخ تو از مردمان گریزانتر
۳
حذر ز خیرگی من مکن که دیده منز چشم آینه صدپرده است حیرانتر
۴
اگرچه در کمر یار حلقه کردم دستهمان ز زلف بود خاطرم پریشانتر
صفحهٔ ۱ از ۳