خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن دلیر تماشای تاب موی کمرکه زیر تیغ بود کامیاب موی کمر
۲
همیشه درد به عضو ضعیف می ریزدز زلف بیش بود پیچ وتاب موی کمر
۳
به خواب رفته غزالی است شوخی مژگاننظر به پیچ و خم بی حساب موی کمر
۴
گشاده اندبه امید، عالمی آغوشفتد به دست که تا نبض خواب موی کمر
صفحهٔ ۱ از ۳