خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیرهمان به شست تو خمیازه می کشم چون تیر
۲
به بال عاریه دارم طمع ز ساده دلیکه از سپهر مقوس برون جهم چون تیر
۳
کند جلای وطن سرخ روی مردان راکه در کمان نکند روی خویش گلگون تیر
۴
نمی شود دو جهان سنگ ره خداجو راکز این دو خانه به یکبار می جهد چون تیر
صفحهٔ ۱ از ۲