خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی صفا از خط نگردیده است رخسارش هنوزمی توان صد رنگ گلچیدن زگلزارش هنوز
۲
در پر طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرشهمچنان دل می برد در پرده گفتارش هنوز
۳
خط ظالم گرچه یک گل درگلستانش نهشتریشه در دل می دواند خار دیوارش هنوز
۴
گرچه نزدیک است پرهیز نگه را بشکندمی توان مرد از برای چشم بیمارش هنوز
صفحهٔ ۱ از ۴