خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوزمی چکد خون بهارازخارمژگانش هنوز
۲
می توان گل چیداز روی عرقناکش همانمی توان می خورد از لبهای خندانش هنوز
۳
می تواندهمچومغزپسته درشکرگرفتطوطیان خوش سخن را شکرستانش هنوز
۴
رشته طول امل رامی دهد عمردرازباکمال کوتهی زلف پریشانش هنوز
صفحهٔ ۱ از ۴