خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جبینش عرق شرم روان است هنوزچشم امید به رویش نگران است هنوز
۲
گرچه خط گرد برآورد ز شکرزارشبوسه بر گرد لبش بال افشان است هنوز
۳
در ته سبزه خط، حکم لب میگونشبر دل سوخته چون آب روان است هنوز
۴
رویش از سبزه خط گرچه زره پوش شده استدل ز هر حلقه به رویش نگران است هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳