خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوزسرو را قامت او می دهد اندام هنوز
۲
گرچه از مستی چشمش دو جهان است خرابنرسیده است لب او به لب جام هنوز
۳
در حریم دهنش دست و گریبان همندبر سر تنگی جا، بوسه و دشنام هنوز
۴
مو برآورد زبان قلمش از خط سبزمی کند ننگ ز نام من بدنام هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳