خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بسهست اگر دارالامانی صحبت حال است و بس
۲
داوری بیهوشی حیرت جهان را برده استنه همین سوسن درین بستانسرا لال است و بس
۳
می رسند از عاجزی اینجا به منزل رهروانبی پروبالی درین وادی پروبال است و بس
۴
موج در هرجنبش از حالی به حالی می رودبحر لنگردار یکتایی به یک حال است و بس
صفحهٔ ۱ از ۲