شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفسکز دل واکرده ماداریم صحرا درقفس
۲
بلبل از کوتاه بینی چشم برگل دوخته استورنه آماده است صددام تماشا در قفس
۳
نیست ممکن دل شود در سینه صدچاک بازچون تواند بال و پر واکرد عنقا در قفس ؟
۴
از هم آوازان شودزندان بهشت دلگشاوای بر مرغی که افتاده است تنها در قفس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth