شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داشت امروز رخ یار حجابی که مپرسزد به روی دل مدهوش گلابی که مپرس
۲
اگر از شرم و حیا بوددوچشمش مخموراز عرق داشت رخش عالم آبی که مپرس
۳
خنده می کرد، ولی داشت ز پر کاری حسندرشکرخنده نهان زهر عتابی که مپرس
۴
گرچه می زدنگه شوخ به بازی در صلحداشت بابوسه دهانش شکرابی که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth