شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دارم به نظر خط غباری که مپرسسایه کرده است به من ابر بهاری که مپرس
۲
نیست در رفتن دل هیچ گناهی از منکششی دیده‌ام از جلوه یاری که مپرس
۳
گر چو گل چاک زنم جامه جان معذورمدیده‌ام صب،  بناگوش نگاری که مپرس
۴
عجبی نیست ز من طاقت اگر وحشی شدزده ناخن به دلم شیرشکاری که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth