خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبشازاشارت آب می گردد هلال غبغبش
۲
ازگریبان حیات جاودان سر برزندچون قبا هرکس که درآغوش گیرد یک شبش
۳
عاشقان بیدهن را زهره گفتار نیستورنه جای بوسه پرخالی است درکنج لبش !
۴
از نیستان داشت شیران جهان رادرقفسبود درعهدی که ازنی همچو طفلان مرکبش
صفحهٔ ۱ از ۲