شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اشگل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانه‌اش
۲
بنده آن سرو بالایم که طوق قمریانمی‌شود موج شراب از جلوه مستانه‌اش
۳
کعبه نتواند قدم در کوی آن کافر گذاشتنیست خال عاریت بر چهره بتخانه‌اش
۴
هر حبابی یوسفی دارد به زیر پیرهنهر کف می چشم یعقوبی است در میخانه‌اش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth