خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه درمد نظر نازک میانی نیستشدربساط زندگانی نیم جانی نیستش
۲
خون گل در باغ بی دیوار می باشد هدروای بر حسنی که بر سر دیده بانی نیستش
۳
برگ برگ این گلستانرا سراسر دیده امچون گل رعنا بهار بی خزانی نیستش
۴
هرکه را از بیقراری نبض جان آسوده استدر ریاض زندگی آب روانی نیستش
صفحهٔ ۱ از ۴