شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر زینت خودآرا می رود آخر سرشحلقه فتراک طاووس است از بال و پرش
۲
هرکه دارد خرده خود از نواسنجان دریغهمچو گل در هفته ای می ریزد از هم دفترش
۳
چون سبو هرکس کند، بالین زدست خشک خویشازشراب لاله گون ریزند گل دربسترش
۴
شمع من در هر که آتش می زند پروانه واررنگ عشق تازه ای می ریزد ازخاکسترش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth