شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر کنند از رشته جانها زه پیراهنشاز لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش
۲
دور باش شرم را نازم که با آن خیرگیدست خالی می رود بیرون نسیم از گلشنش
۳
آن که با تیغ تغافل می کشد صید حرمکی به خون چون منی آلوده گردد دامنش؟
۴
خانه ای کز روی آتشناک او روشن شودتاقیامت می جهد آتش ز چشم روزنش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth