خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنشمی برد گیرایی از خوانهای ناحق، دیدنش
۲
چون تواند دیده گستاخ من بی پرده دید؟آن که نتوان سیر دیدن در نظر پوشیدنش
۳
از زمین بوسش دهنها می شود تنگ شکرتا چه لذتها بود درکنج لب بوسیدنش
۴
پیرهن را چون قبا از سینه چاکان می کنداز شراب لاله گون چون شاخ گل بالیدنش
صفحهٔ ۱ از ۴