خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی که دررسد از عشق پیک بیداریبگیرد از سر عشاق خواب بیزاری
۲
ستاره سجده کند ماه و زهره حال آردرها کن خرد و عقل سیر و رهواری
۳
زهی شبی که چنان نجم در طلوع آیدبه روز روشن بدهد صفات ستاری
۴
ز ابتدای جهان تا به انتهای جهانکسی ندید چنین بیهشی و هشیاری
صفحهٔ ۱ از ۲