خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که حد دارد تواند شد طرف با حسن بیباکش ؟که با آن سرکشی چون سایه باشد سرو در خاکش
۲
نمی دانم به چشم خیره شبنم چه میسازدگل رویی که نتوان از لطافت کرد ادراکش
۳
به خون یک جهان عاشق چه خواهد کرد، حیرانمکه داغ می گرانی می کند بردامن پاکش
۴
هنوز از نی سواران بود حسن خردسال اوکه آهوی حرم بود از نظربازان فتراکش
صفحهٔ ۱ از ۲