خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چسان دل رانگه دارد کسی از چشم قتالش ؟که گیراتر ز شاهین است مژگان سبکبالش
۲
نگردد چون نگاه خلق حیران خط و خالش؟که گیراتر بود از خون ناحق چهره آلش
۳
ازان آن چهره زیباست از عین الکمال ایمنکه برآتش سپند خانه زادی دارداز خالش
۴
همان درخواب خون خلق راچون آب می نوشدبه خون مردمان تشنه است از بس چشم قتالش
صفحهٔ ۱ از ۳