شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر دمی بگذاری هوا و نااهلیببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی
۲
خدا ندانی خود را و خاص بنده شویخدای را تو ببینی به رغم معتزلی
۳
اگر تو رند تمامی ز احمقان بگریزگشا دو چشم دلت را به نور لم یزلی
۴
مگوی عیب کسان را به غیب دان بنگرزبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth