خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانشچه حسن نشأه خیزست این که میگون است ریحانش
۲
نباشد دور اگر خطش طلایی درنظر آیدکه طوق هاله زرین می شود ازماه تابانش
۳
به نور دیده خود چون چراغ صبح می لرزدسهیل شوخ چشم از پرتو سیب زنخدانش
۴
دل عشاق چون برگ خزان برخاک می ریزدبه هر جانب که مایل می شود سرو خرامانش
صفحهٔ ۱ از ۲