خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونشگریبان می درد خمیازه از لبهای میگونش
۲
اگر ذوق تماشای خودآن مغرور دریابدکه می آرد دگر از خانه آیینه بیرونش ؟
۳
در آن وادی که من چون سیل فارغبال میگردمز چشم آهوان دایم نظر بندست مجنونش
۴
دگر عاشق به شیرین کاری صنعت چه دل بندد؟که شیرین دهان تیشه فرهاد ازخونش
صفحهٔ ۱ از ۲