شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار آرزو گلگل شکفت ازروی رنگینشبه جوش آورد خون بوسه را دست نگارینش
۲
ز استغنا به چشمش گرچه عالم درنمی آیدبه دل طفلانه می چسبد تبسمهای شیرینش
۳
میان مشک و خون دراصل فطرت هست یکرنگیدل مجروح چون گردد جدا از زلف مشکینش ؟
۴
چه فارغبال صبح رستخیز ازخواب برخیزدمی آشامی که باشد چون سبو از دست بالینش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth