شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهشسر از صحرا برآرد هرکه صحرایی است همراهش
۲
نسازد گرم چشم خود مگر در دامن منزلسبکسیری که چون خورشید تنهایی است همراهش
۳
توکل میکند پوشیده چشمان را نگهداریبه چاه افتد درین ره هر که بینایی است همراهش
۴
به آن خورشید سیما همسفر گشتم، ندانستمکه تنها می رود هرکس که هر جایی است همراهش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth