خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایشغزالان را ز وحشت باز می دارد تماشایش
۲
نگردد خامه بی شق سخن پرداز،حیرانمکه چون آید برون حرف از به هم چسبیده لبهایش
۳
نبیند گرچه سرو از سرکشیها زیرپای خودکشد خط برزمین از سایه پیش قد رعنایش
۴
به اندک فرصتی خلخال سازد طوق قمری رابه این عنوان اگر قامت کشد سرودلارایش
صفحهٔ ۱ از ۲