شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویشزجانهای پریشان رشته جان است هرمویش
۲
قبای اطلس افلاک شد پیراهن یوسفزبس پیچید درمغز پریشان جهان بویش
۳
ز هر زخم نمایان مشرق خورشید می گرددشهیدی (را) که باشد شمع بالین پرتو رویش
۴
سجود آسمانها حلقه بیرون درباشدچه باشد سجده من در حضور طاق ابرویش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth