شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟که می ساید به ابر از بس بلندی تیغ ابرویش
۲
ز خواب ناز،کاردولت بیدار می آیدمشو زنهار غافل از فریب چشم جادویش
۳
نگردد دزد را تاریکی شب مانع دزدیهمان دل می برد درپرده خط خال هندویش
۴
یکی ازسینه چاکان می شمارد صبح محشر راجهانسوزی که من چشم ترحم دارم ازخویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth