خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرشقیمتی گشت ازین گردیتیمی گهرش
۲
پسته می گشت نهان در دل شکر دایمچون نهان شد به خط سبز لب چون شکرش؟
۳
زلف وقت است که به چهره او خال شودبس که پیچد به خود از غیرت موی کمرش
۴
گر چنین نشو و نما می کند آن تازه نهالسرو چون سبزه خوابیده شودپی سپرش
صفحهٔ ۱ از ۳