خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدار چشم مروت ز خضر و احسانشکه سر به مهر حباب است آب حیوانش
۲
به آب میبرد و تشنه باز میآردهزار تشنهجگر را چه زنخدانش
۳
بنای عمر مسیح و خضر به آب رسیدهنوز تشنه خون است تیغ مژگانش
۴
ز گرد خوان فلک دست حرص کوته دارکه سنگریزه منت سرشته بانانش
صفحهٔ ۱ از ۲