شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی که خانه زنبور شد ز پیکانششفای خسته‌دلان است شیره جانش
۲
به خون خود نکند کشته‌اش دهن شیرینز بس که تشنه خون است تیغ مژگانش
۳
به غیر عشق کدامین محیط خون‌خوارستکه دست، پنجه مرجان شود ز دامانش ؟
۴
امید گوهر سیراب ازین محیط مدارکه غیر چین جبین نیست مد احسانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth